تبليغاتX
با تو تا ابدیت

با تو تا ابدیت

گاهی بهترین راه برای نزدیک بودن به کسی که عاشقش هستی
تظاهر به دوست عادی بودن است..

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت11:56 AMتوسط الا |

تولد انسان روشن شدن كبريتي است و مرگش خاموشي آن
بنگر در اين فاصله چه كردي ؟!!!
گرما بخشيدي يا سوزاندي ؟!!

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت11:51 AMتوسط الا |

بچه بودیم فقط اسباب بازیامون می شکست

 درس خوندیم ، تحصیل کرده شدیم ، بزرگ شدیم ، حالا دلمونم می شکنه.

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت11:50 AMتوسط الا |

سلامتیه اونایی که خیلی وقته بریدن.
..دیگه نه ناز میکشن.
.نه انتظار میکشن.
.نه آه میکشن.
.نه درد میکشن.
.نه فریاد میکشن.
..فقط دست میکشن و میرن....

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت11:49 AMتوسط الا |

دلگـــــير نشو از آدمهــــــا
نيـــــش زدن طبيـعت ِشونه
سالهاست که به هـــــواي
بارانـــــی ميگـــن "خـــــــــراب"!

 


+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت11:48 AMتوسط الا |

کسی‌ که شما را بارها و بارها می‌‌آزارد ، مانند کاغذ سمباده است،

 او شما را می‌‌آزارد و میخراشد،

 اما در انتها شما صاف و صیقلی و براق شده‌اید و او کاملا مستهلک و فرسوده

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت11:45 AMتوسط الا |

 

من دلم می خواهد
ساعتی غرق درونم باشم!!
عاری از عاطفه ها…
تهی از موج و سراب…
دورتر از رفقا…
...
خالی از هرچه فراق!!
من نه عاشق هستم ؛
و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من…
من دلم تنگ خودم گشته و بس…!

+نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت11:43 AMتوسط الا |

زندگی میکنم ...
حتی اگر بهترین هایم را از دست بدهم!!!
چون این زندگی کردن است که بهترین های دیگر را برایم میسازد
بگذار هر چه از دست میرود برود؛
من آن را میخواهم که به التماس آلوده نباشد،
حتی زندگی را ...

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت9:25 PMتوسط الا |

دیگه اون احساس قبلی رو ندارم ......چقدر آروم شدم ......قلبم با دیدنت نمی خواد از قفسه سینم بپره بیرون .......ذوق مرگ نمی شم از حضورت و کلا آروم شدم.....می خوام حرفم و پس بگیرم من عاشقت نیستم فقط خیلی دوست دارم ......همین 

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت2:7 AMتوسط الا |

ازدواج ممنوع

 تا وقتی ممنوع های خودمان را بشناسیم ودیگران را شریک حماقت خود نکنیم..

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت1:28 AMتوسط الا |

چه زخمهایی بر دلم خورد,
تا یاد گرفتم
که هیچ نوازشی
بی درد نیست ...!!

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت1:26 AMتوسط الا |

اینقدر خودت رو نگیر … !
اینقدر با تکبر و غرور با آدم حرف نزن … !
وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد …
فکر نکن که فوق العاده ای !!!
شاید اون کم توقعه …

+نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت1:22 AMتوسط الا |

 

حالا تو هی بیا و بگو
زن باید سنگین و رنگین باشد
باید بیایند و منتت را بکشند

اما من می گویم
...
زن اگر زن باشد
باید بشود روی عاشقیش حساب کرد
که عاشقی کردن بلد باشد
که جانزند، جا نماند، جا نگذارد
و هی فکر نکند به یاوه هایی که عمری در گوشش خواندند

من می گویم
زن اگر زن باشد
از دوستت دارم گفتن ها نمی ترسد

اما تو می گویی
خوش به حال زنی که عاشق مردی نباشد
بگذار دنبالت بدوند
ولی نمی فهمم اینکه در موردش می گویی زندگیست یا مسابقه اسب دوانی؟
من راز این دوست داشتنهای پنهانی را نمی فهمم....

من نمی فهمم، زن بودن
با سنگین رنگین بودن و با سکوت چه ارتباطی دارد؟!

من بلد نیستم در سایه دوست داشته باشم
من میخواهم خواستنم گوش فلک را کر کند
من میخواهم، مردم
حتی اگر مرد من هم نبود
دلش غنج بزند از اینکه
زنی اینگونه دوستش دارد.....
 

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت5:15 PMتوسط الا |

هيچ حسى لذت بخش تر از اين نيس كه بيدار شدى،

بالشتو برعكس كنى، صورتتو بچسبونى به قسمت سردش و دوباره بخوابى

+نوشته شده در جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت11:34 AMتوسط الا |

بعضي آدمـــا ،
مثـل ِ ديـــواراي تـازه رنــگ شـده هستن !
نــبايد بــهشون نـــزديک بـشي !
چه برسه به تکیه دادن بهشون

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت2:0 AMتوسط الا |

ﻧﻘــﺎﺵ ﺧــــﻮﺑﯽ ﻧــــﺒﻮﺩﻡ... ﺍﻣﺎ ﺍﯾــﻦ ﺭﻭﺯﻫﺎ... ﺑﻪ ﻟﻄـﻒ ﺗــــــــــﻮ... ﺍﻧـــﺘﻈﺎﺭ ﺭﺍ ﺩﯾـــﺪﻧﯽ ﻣﯿﻜــﺸـﻢ

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت1:59 AMتوسط الا |

من دلم می خواهد
یک سبد شعر بچینم هر شب
یک بغل مست شوم از نرگس
بوسه بر دیده باران بدهم
و برقصم با خورشید
چه کسی همسفرم خواهد شد؟

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت1:32 AMتوسط الا |

دوست داشتن بعضی وقتها سخت میشه
دوسش داری و نمیدونه... دوسش داری و نمیخواد... دوسش داری و نمیاد...
دوسش داری و سهم تو از بودنش فقط یه تصویره ..
دوسش داری و سهم تو از این همه، فقط تنهاییه!

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت1:30 AMتوسط الا |

تنها چیزی که در زندگیمون به صورت تخصصی بهش تسلط داریم،

انتخاب آدمای اشتباه برای عاشق شدنه

+نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1391ساعت0:44 AMتوسط الا |

 

مهم نیست آدما، کی و چرا وارد زندگیت میشن و
کی و به چه علت ازت فاصله می گیرن.
این مهمه که باور داشته باشی
... هر فردی که وارد زندگیت میشه
مسئول رسوندن یه پیغام بهته.
...
... سعی کن از این پستچی بهترین نامه رو بگیری.
شاید اگه اون نمیومد تو همیشه منتظر یک تجربه،
یا یه خبر می موندی..
 

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت6:7 PMتوسط الا |

هر چه بیشتر احساس تنهایی کنی،
 احتمال شروع یک رابطه احمقانه بیشتر می‌شود!

+نوشته شده در چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1391ساعت5:57 PMتوسط الا |

 

مگذار كه عشق به عادت دوست داشتن تبديل شود .
مگذار كه حتي آب دادن گلهاي باغچه
به عادت آب دادن گل هاي باغچه تبديل شود!
عشق به دوست داشتن
و سخت دوست داشتن ديگري نيست.
...
پيوسته نو كردن خواستني ست كه
خود پيوسته خواهان نو شدن است
و ديگرگون شدن

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت6:26 PMتوسط الا |

بیا.....

یه شب با تمام اجازه ی خودت بیا.....

نمی خوام اس ام اس بزنی.....

حتی زنگم نزن.....

فقط بیا.....

بی رودرواسی.....

بی تعارف.......

بدون دعوت.....

 

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت5:55 PMتوسط الا |

یه سری هم هستن ، نه تنها آدم با اونا "ما" نمیشه ،
 بلکه از "من" بودنم میفته !!

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت11:24 AMتوسط الا |

حماقت یعنی :

صداقت داشتن با کسی که سیاست داره ... !!!

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت11:19 AMتوسط الا |

اصن من میرم ! هیشکی منو دوس نداره

یه چند روز پیش من یه همچین حالتی شدم قهره قهر

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت0:51 AMتوسط الا | |

گاهی ندانسته ، از یک نفر ، بُــتی درست میکنی

آنقدر بزرگ ، که از دست ابراهیم نیز کاری برنمی آید...!!

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت0:46 AMتوسط الا | |

گاهی مثل بهار: پر از امید و طراوتم.
گاهی مثل تابستون: کسلم و خسته!
گاهی مثل پاییز: پر از رنگم ولی تنها.
گاهی مثل زمستون: سردم و بی تفاوت!
گاهی مثل تموم فصل ها فقط در حال گذرم و عبور.
... همیــــن!!!

+نوشته شده در سه شنبه نوزدهم اردیبهشت 1391ساعت0:44 AMتوسط الا |

 

اصولا"، وقت خداحافظی از کسی, خواسته یا ناخواسته میگیم: «مواظب خودت باش»
مواظب خودت باش یعنی فکرم پیشتوئه!
مواظب خودت باش یعنی برام مُهمی!
مواظب خودت باش یعنی نگرانتم!
مواظب خودت باش یعنی دوستت دارم!
...
... ... ... ... مواظب خودت باش یعنی به خدا می سپارمت!
مواظب خودت باش یعنی از الان دلم واست تنگ شده!
مواظب خودت باش یعنی... واقعاً مواظب خودت باش!...

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت1:43 PMتوسط الا |

 

میخــــــواهم عوض شوم!

چرا بایـــــد دلتنگ آغوشت باشم؟

میخـــــــواهم تو دلتـــــنگ آغوشَـــم باشــــی!
...
... ...
میخـــواهم آن سیــــبِ قرمزِ بالـــای درخــــــت باشـــــَم

در دورتـــــرین نُـــقطه

دقت کن!!!

رسیدن بـــــه مَــــن آسان نیـــــست

اگر هِـــمـَتـَش را نـَـــداری

آسیــــبی به درخت نــــزن

بـــــه همان سیــــب های کِرم خورده ی روی زمــــــین قانـــــــــــــع بــاش
 

+نوشته شده در دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391ساعت1:39 PMتوسط الا |